زمین ما


هر درختی برای زنده ماندن به آب نیاز دارد..... نویسنده: محمد کوشافر - سه‌شنبه ۱٩ آذر ۱۳٩٢

مقاله ای در یکی از شماره های آبان ماه روزنامه جمهوری اسلامی با عنوان "تونل گلاب تونل انتقال اب حوضه به حوضه یا انحراف آب زاینده رود" به چاپ رسیده بود و نقدی نیز بر آن  توسط آقای دکتر بصیری عضو هیئت علمی دانشگاه صنعتی اصفهان انجام شده که در ادامه مطلب هر دو مقاله قابل مشاهده است: 


         نقدی بر مقاله "تونل گلاب، تونل انتقال آب حوضه به حوضه یا انحراف آب رودخانه زاینده رود؟!"

مقاله ای در یازدهم آبان ماه نود و دو در روزنامه جمهوری اسلامی با عنوان "تونل گلاب، تونل انتقال آب حوضه به حوضه یا انحراف آب رودخانه زاینده رود؟!" و حاوی مطالب غیر کارشناسی درباره زاینده رود به چاپ رسیدکه که در اینجا پس از نقل قول برخی از آنها به آن مطالب پاسخ اجمالی داده می شود:

1-     نقل قول از مقاله: "برداشت‌های آب از رودخانه در استان چهارمحال و بختیاری در طول سال هیج تأثیر منفی بر جریان رودخانه نداشته و نخواهد داشت"

"گواه عینی این مدعا بی تأثیر بودن برداشت آب در استان چهارمحال و بختیاری است به گونه‌ای که میزان جریان آب خروجی از سد تنظیمی ـ انحرافی زاینده رود همواره از حجم آب خروجی آب رودخانه در محل ایستگاه پل زمانخان (بر اساس آمار و اطلاعات شرکت آب منطقه‌ای اصفهان) کمتر می‌باشد. لذا برداشت‌های آب از رودخانه در استان چهارمحال بختیاری در طول سال هیچ تأثیر منفی بر جریان رودخانه نداشته و نخواهد داشت"

نویسنده محترم در گزارش دیگری نیز تحت عنوان "بررسی وضعیت اقتصادی دبی باغات حاشیه زاینده رود در استان چهارمحال و بختیاری" تهیه: مرکز تحقیقات منابع آب (وابسته به دانشگاه شهرکرد) ـ مرداد 1390 نوشته است:

"با آنکه باغات حاشیه زاینده رود از طریق برداشت آب از رودخانه به روش پمپاژ آبیاری می‌شوند ولی دبی خروجی زاینده رود از استان 9/0 درصد نسبت به ورودی بیشتر بوده است. این به معنی اثرات مثبت باغات حاشیه زاینده رود در نفوذ و کنترل رواناب‌های بارندگی حوضه میانی است و در حقیقت باغات آب مورد نیاز را از بارندگی‌های منطقه تأمین کرده و نه تنها فشار بر رودخانه وارد نمی‌کنند بلکه باعث افزایش آب رودخانه نیز می‌شوند." (ص 1)

"... بر خلاف تصور عمومی آمار و اطلاعات مأخوذه از شرکت آب منطقه‌ای استان اصفهان نشان داده که برداشت آب از رودخانه برای آبیاری باغات نه تنها دبی رودخانه را کاهش نداده بلکه به اندازه 9/0 درصد افزایش داده است" (ص 14)

نقد و بررسی:

کدام خرد کارشناسی می‌پذیرد که برداشت آب برای تبدیل تپه‌ها به باغ‌های بادام و گردو در وسعت حدود 20000 هکتار در محدوده سد تنظیمی و پل زمانخان نه تنها موجب کاهش آب رودخانه نمی‌شود بلکه حجم آب رودخانه را افزایش می‌دهد؟! این جملات بدین معناست که ایشان مصرف آب توسط گیاه و تبخیر و تعرق را انکار می نمایند! و اگر بنا به نظر نویسنده باغات آب مورد نیاز خود را از بارندگی ها تامین کرده اند پس دیگر  چه نیازی به این همه هزینه و مصرف انرژی توسط پمپ ها برای برداشت آب از زاینده رود بوده است!

ضمن آنکه بنا به ادعای مسئولان محترم استان چهارمحال و بختیاری باغاتی که از زاینده رود آبیاری می شوند مجهز به سیستمهای آبیاری قطره ای هستند که از ویژگیهای این شیوه، نداشتن آب اضافه و نبود خروجی به زهکشها و یا رودخانه است.

نویسنده برای توجیه این نظریه مدعی است که این نظریه متکی بر آمار آبدهی رودخانه است. مقایسه آمار بدهی رودخانه در محل پل زمانخان با آمار آبدهی رودخانه در محل سد تنظیمی در دو دوره زمانی پیش از توسعه باغات و دوره اول توسعه باغات گویای واقعیت است.

 

مقایسه آبدهی رودخانه در محل سد تنظیمی و پل زمانخان در دو دوره : پیش از توسعه باغات و پس از دوره اول توسعه باغات

دوره زمانی

ویژگی دوره

میانگین آبدهی رودخانه (میلیون متر مکعب)

مقدار آب ورودی و زایش به رودخانه در این محدوده

حجم کاهش آب رودخانه در اثر برداشت آب در استان چهارمحال و بختیاری

در محل سد تنظیمی

در محل پل زمانخان

58-1352

پیش از توسعه باغات

1235

1320

85

90

83-1359

دوره اول توسعه باغات

1445

1440

5-

                                                «بر پایه آمار مستند و رسمی شرکت آب منطقه‌ای اصفهان»

مطابق جدول تنها در این بازه از رودخانه زاینده رود، توسعه باغات در استان چهارمحال و بختیاری موجب کاهش آبدهی رودخانه به میزان 90 میلیون متر مکعب در سال شده است. این آمار به روشنی نادرست بودن نظریه نویسنده در انکار تأثیر زیانبار برداشت آب در استان چهارمحال و بختیاری بر منابع آب رودخانه را نشان می‌دهد. باید توجه داشت این میزان برداشت مربوط به دوره قبل از تاثیر قانون استقلال آب استانها و تشویق رئیس جمهور وقت به برداشت هرچه بیشتر آب از منابع آبی استان برای اشتغال زایی و می توان حداقل دو برابر این مقدار را برای زمان حال در نظر گرفت.

نویسنده به دلایل غیر معلوم حجم آب‌های ورودی از آبراهه‌ها و زایش‌های طبیعی به رودخانه در محدوده سد تنظیمی و پل زمانخان را کتمان می‌کند و برای توجیه اقدام غیر قانونی و غیر اقتصادی توسعه باغات در ارتفاعات (تا ارتفاع 600 متر پمپاژ) موازین کارشناسی و اخلاقی رارعایت ننموده است.

2-    نقل قول از مقاله: "چند سالی است که تونل سوم آب زیرزمینی منطقه را زهکشی و تخلیه می‌نماید به گونه‌ای که در اکثر سال‌ها از آورد پیش بینی شده تونل سوم بیشتر بوده است"

نقد و بررسی:

 آمار آب خروجی از تونل سوم نشان می‌دهد که حجم آب خروجی از تونل از 10% آورد پیش بینی شده تونل سوم کوهرنگ تجاوز نکرده است. میزان زه آب خروجی از تونل سوم کوهرنگ 850 لیتر در ثانیه است که کمتر از 10 درصد آورد پیش بینی شده تونل است .شایان ذکر است پس از اتمام عملیات پوشش تونل،‌تخلیه آب محیط پیرامون توسط تونل قطع خواهد شد چنانکه پوشش تونل در قسمت‌هایی از مسیر آن منجر به احیای چشمه‌ها از جمله چشمه‌های سرداب و قنبرسینی شده است.

 

3-   نقل قول از مقاله: "آیا تا به حال از پدران،‌ بزرگان خانواده و خاندانمان سؤال شده است که چرا در دهه‌های گذشته که هیچ تونلی حفر نشده بود آب رودخانه همیشه خروشان بوده و ضمن تأمین آب مورد نیاز بهره‌برداران منطقه، باتلاق گاوخونی را مشروب می‌نموده است؟ ولی با احداث تونل‌های شماره یک و دو و سه کوهرنگ و تونل چشمه لنگان متأسفانه آب رودخانه به جای اینکه افزایش یابد و مردم از جریان زیاد آب شکایت بکنند قضیه بر عکس شده است و هماهنگ با مردم ،طبیعت، اکوسیستم، مسائل مترتب زیست محیطی، رودخانه، تمدن‌ها و فرهنگ‌های شکل گرفته شده طی سی هزار سال گذشته اظهار شکوائیه در خصوص بحران کمبود آب دارند"

نقد و بررسی:

در مطالعات تاریخی به واسطه نوسانات بارندگی و کم آبیهای دوره ای و کوتاه مدت، خشکی زاینده رود گزارش شده است ولی با عادی شدن شرایط و خود ترمیمی سیستم، مجددا رودخانه احیا شده است. مطالعه متون ناصر خسرو، عبدالرزاق و بررسی تلاش شاهان صفوی در احداث تونل انتقال آب از کارون به زاینده رود  برای آگاهی بیشتر در این زمینه توصیه می شود.

ضمن آنکه رشد جمعیت در دهه‌های اخیر در همه کشور موجب افزایش مصارف آب شده است. قطعا پدران و اجداد نویسنده محترم طی سی هزار سال گذشته این جمعیت و نیاز آبی ناشی از آن را به خاطر نمی آورند. ضمن آنکه همه باید از پدرانمان سوال کنیم آیا پمپهای فشار قوی روی زاینده رود در بالادست که برای آبیاری باغات استفاده می شود در گذشته نیز وجود داشته است؟

نویسنده بهتر است به جای القای ایده غیر واقع همزمانی کمبود آب با بهره‌بردای از تونل‌ها، بر این واقعیت که در نبود تونل‌ها بحران آب در زاینده رود چه ابعادی پیدا می‌کرد توجه می‌نمود.

ایشان تخصیص آب به یزد را با عبارت "واگذاری تخصیص‌های غیر واقعی به استان‌های دیگر و خلق طلبکارانی نو ظهور" مورد انتقاد قرار داده است.

مردم اصفهان با انتقال آب شرب به یزد مخالفتی ندارند گرچه با انتقال آب برای توسعه صنعت در یزد موافق نیستند ولی از نویسنده باید پرسید آیا می‌توان بر نیاز یک استان مهم مرکزی و حاشیه کویر به آب شرب چشم بست؟ آیا دولت می‌تواند از وظیفه حاکمیت در تأمین آب شرب برای مردم شانه خالی کند و بجای آن باغات ییلاقی در استان دیگری را برای رفع کسالت یک هفته تلاش مردم آن استان توسعه داد؟ آن هم استانی که از مواهب طبیعی زیادی برخوردار بوده و محلهای فراوانی برای بعد روانشناسی مورد نظر شما دارد.

این چه منطقی است که از یکسو برای موجه جلوه دادن توسعه باغات در حاشیه رودخانه زاینده رود آمار تحریف می شود و می‌نویسند "از همه مهم‌تر حاشیه رودخانه یک منطقه ییلاقی جهت تقویت روحیه و رفع کسالت ناشی از یک هفته تلاش‌های مردم می‌باشد که این قضیه از بعد روانشناسی و اجتماعی بسیار حائز اهمیت است" و از سوی دیگر تأمین آب شرب یزد را به عنوان نمونه‌ای از اقدامات نادرست مورد حمله قرار می‌دهد!

4-   نقل قول از مقاله: "مسئولین محترم از اجرای قوانین ملی و بین المللی سرباز زده و بدون آینده و جامع نگری به صورت گزینشی نسبت به اجرای قوانین و مقررات اقدام می‌نمایند که این مسئله آینده منطقه را به مخاطره جدی و غیر قابل جبران مواجه خواهد ساخت"

در این خصوص نظر خوانندگان محترم را به موارد زیر جهت قضاوت جلب می نمایم:

 

الف ـ قانون رعایت حق تقدم برداشت آب از رودخانه‌ها در قانون مدنی

ماده 158 ـ هرگاه تاریخ احیاء اراضی اطراف رودخانه مختلف باشد، زمینی که احیاء آن مقدم بوده است در آب نیز مقدم می‌شود بر زمین متأخر در احیاء اگر چه پائین‌تر از آن باشد.

ماده 159 ـ هر گاه کسی بخواهد جدیداً زمینی در اطراف رودخانه احیاء کند، اگر آب رودخانه زیاد باشد و برای صاحبان اراضی سابقه تضییقی نباشد می‌تواند از آب رودخانه زمین جدید را مشروب کند و الاحق بردن آب ندارد اگر چه زمین او بالاتر از سایر اراضی باشد.

بر این اساس در شرایطی که اراضی حقابه دار چند صد ساله بدون آب مانده‌اند توسعه کشت در ارتفاعات حاشیه زاینده رود در استان چهارمحال و بختیاری از 3000  هکتار به بیش از 20000 هکتار را که به منزله نقض آشکار مواد 158 و 159 قانون مدنی است چگونه توجیه نموده و متقابلا مسئولین محترم را به بی قانونی متهم می کنند؟

 

ب ـ مغفول ماندن بند (ز) ماده 29 قانون توزیع عادلانه آب

به موجب بند (ز) ماده 29 قانون توزیع عادلانه آب ،جیره بندی آب در شرایط خشکسالی و کمبود، تکلیف قانونی است. در 6 سال خشکسالی اخیر در استان بالا دست به این تکلیف قانونی عمل نشده است و نه تنها مصارف آب کاهش داده نشده است بلکه روند توسعه برداشت‌ها هم بی وقفه ادامه یافته است.

در این شرایط کمبود آب در کشور چگونه نویسنده محترم دیگران را به بی قانونی متهم می کند و خود بی اعتنا به قانون به هر اقدامی از کتمان واقعیت گرفته تا تحریف آمار دست زده است تا توسعه باغات در ارتفاعات حاشیه زاینده رود را توجیه کند؟

5- نقل قول از مقاله: "فضای سبز ایجاد شده در حاشیه رودخانه زاینده رود ... تصفیه هوا، ...، تولید اکسیژن، لطافت هوا و انتقال این توده هوا بر روی شهر اصفهان و شهرهای‌های مجاور می‌گردد"

نقد و بررسی:

واقعیتهای موجود نشان می دهد در سالهای اخیر آلودگی هوا در اصفهان به شدت تشدید شده است و شاید یکی از دلایل آن خشکی برخی درختان اصفهان به واسطه کم آبی ناشی از خشکی زاینده رود است. اتفاقی که در این سالها افتاده است؛ احداث باغات جدید در چهار محال و بختیاری و همزمان خشک شدن باغات و درختان در اصفهان و شهرهای مجاور بوده است. اینکه فضای سبز ایجاد شده در حاشیه زاینده رود در استان چهارمحال و بختیاری بر اساس استدلال نویسنده مقاله چقدر بر لطافت هوای اصفهان اثر داشته است را به قضاوت خوانندگان محترم مقاله و متخصصان مربوطه می سپاریم.

 

 پایان کلام:  واقعیت اینگونه است که در استان چهارمحال و بختیاری کمبود آبی در حوضه  زاینده رود احساس نمی شود و توسعه باغها ادامه دارد و این درحالیست که رودخانه در عمده مسیر خود در اصفهان از زرین شهر تا گاوخونی خشک است و علاوه بر مزارع، عمده باغها هم در اثر بی آبی خشکیده شده است و آب شرب اصفهان نیز در معرض خطر جدی قرار دارد ولی طبق نظر نویسنده محترم از همه مهم‌تر حاشیه رودخانه یک منطقه ییلاقی جهت تقویت روحیه و رفع کسالت ناشی از یک هفته تلاش‌های مردم چهار محال و بختیاری می‌باشد که این قضیه از بعد روانشناسی و اجتماعی بسیار حائز اهمیت است.

امید است این نوشتار روشنگر اذهان مخاطبانی باشد که فارغ از تعصبات قومی و استانی دغدغه همبستگی ملی را دارند و احترام به موازین کارشناسی و رعایت قوانین و حقوق آب را لازمه رویارویی با بحران آب می‌دانند.

دکتر مهدی بصیری

عضو هیئت علمی دانشگاه صنعتی اصفهان

 

سرویس خبر: شهرستان روزنامه جمهموری اسلامی

تونل گلاب، تونل انتقال آب حوضه به حوضه یا انحراف آب رودخانه زاینده رود؟!


رودخانه زاینده رود دارای هویتی یکپارچه و تجزیه ناپذیر بوده، هست و خواهد بود و ایجاد هر گونه تعییر یا رفتار در ارکان آن بلاشک موجب اغتشاشات اکولوژیکی، زیست محیطی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی خواهد شد. رودخانه زاینده رود به عنوان محور اصلی و تمدن ساز در فلات مرکزی ایران به شمار رفته و خواهد رفت که از غرب به شرق و از مرکز اصفهان می‌گذرد. این رودخانه از کوه‌های زردکوه بختیاری سرچشمه گرفته و پس از عبور مسیری پرپیچ و خم و طی مسافتی به طول 420کیلومتر، کوه‌ها و دشت‌های چهارمحال وبختیاری و بخشی از اصفهان را در نوردیده و به تالاب گاوخونی می‌ریزد. رودخانه زاینده رود دارای دو سیستم پادگانه‌ای است که از نظر سن به پادگانه قدیم که احتمالاً مربوط به دوره وورم (Wurm) عصر کواترنری است (حدود 30000 سال پیش) و دیگری جوان‌تر و به عنوان جنگ ترویا شناخته می‌شود. بهره برداران این رودخانه همیشه خروشان زنده‌رود از قدیم الایام (بر اساس مدارک موجود در کتب تاریخی از قرن دوم میلادی) دارای حق و حقوق مشخص بوده‌اند (نمونه اخیر آن طومار منسوب به شیخ بهایی است) و تاریخ پر افتخار منطقه با تمدن‌هایی بزرگ، تاریخ ساز، قدرتی وصف ناپذیر و کسب شده از سرزنده بودن زاینده رود بوده است. منوچهر ستوده در سال 1342 ضمن تدوین و انتشار کتاب میرزا حسین خان تحویل‌دار (جغرافیای اصفهان) می‌نویسد، به دلیل تشکیلات خاص زمین شناسی (شیست) در پیرامون رودخانه، عمدتأ آبهایی که به مصرف آبیاری اراضی اطراف زاینده رود می‌رسند مجددأ زهکشی شده و به رودخانه باز گردانده می‌شوند. لذا در طول ایام سال حتی اگر تمامی آب رودخانه زاینده رود به آبیاری اراضی بالادست (مصرف کشاورزی) اختصاص داده شود باز رودخانه در پایاب همواره دارای جریان آب روان و خروشان خواهد بود و تحت هیچ شرایطی دچار خشگی و خشکسالی نخواهد گردید.
تونل گلاب بطول 25کیلومتر از محل سد تنظیمی- انحرافی زاینده رود واقع در حجت آباد شروع و پس از عبور از منطقه گلاب (در 283 متری زیرزمین) و نرسیده به شهر رضوان شهر ختم می‌گردد. قسمت اول تونل به طول 5/10 کیلومتر حفاری و لاینیگ شده است. این در حالی است که هیچ دلیل منطقی، قانع کننده، با پشتوانه علمی و کارشناسی در خصوص احداث تونل گلاب بنابر دلایلی چند وجود نداشته و ندارد. لازم به ذکر است با توجه به بررسی آمار آبدهی رودخانه زاینده رود در حدفاصل سد تنطیمی- انحرافی زاینده رود و ایستگاه پل زمانخان در سال‌های اخیر خصوصأ در ماههای خرداد، تیر، مرداد، شهریور و مهر ماه گویای آنست که به دلیل خشکسالی‌های پیاپی و کمبود ذخیره آب در مخزن سد زاینده رود، میزان دبی رودخانه همواره از ظرفیت تونل انحراف آب گلاب در حالت نرمال(5/22 مترمکعب بر ثانیه) کمتر بوده است. لذا نکاتی بشرح ذیل جهت یادآوری ارائه می‌گردد.
1- تا بحال تحقیقات متعددی در رابطه با بحث آلودگی آب رودخانه در حد فاصل سد تنطیمی - انحرافی زاینده رود و باغبهادران انجام شده است. نتایج نشان داده است که به دلیل قدرت خود پالایگی رودخانه هیچگونه آلودگی قابل توجهی مشهود نیست.
2- مطالعات زمین شناسی و تحقیقات صورت پذیرفته، همگی گویای آنست که رودخانه به عنوان یک زهکش بسیار قوی عمل می‌نماید. و چنانچه آب رودخانه به مصرف کشاورزی اراضی که شیب لایه نفوذناپذیر کف آن منطقه به سمت رودخانه باشد برسد مجدداً قسمت اعظم آب‌های مصرف شده به داخل رودخانه زهکشی خواهند شد. گواه عینی این مدعا بی‌تأثیر بودن برداشت‌های آب در استان چهارمحال و بختیاری است به گونه‌ای که میزان جریان آب خروجی از سد تنطیمی- انحرافی زاینده رود همواره از حجم آب خروجی آب رودخانه در محل ایستگاه پل زمانخان (بر اساس آمار و اطلاعات شرکت آب منطقه‌ای اصفهان) کمتر می‌باشد. لذا برداشت‌های آب از رودخانه در استان چهارمحال و بختیاری در طول سال هیج تأثیر منفی بر جریان رودخانه نداشته و نخواهد داشت.
3- مدیریت اعمال شده بر آب رودخانه در سالهای اخیر تنها یک مدیریت تک بعدی و غیر کارشناسی بوده است. بعنوان نمونه با واگذاری تخصیص‌های غیر واقعی به استانهای دیگر و خلق طلبکارانی نوظهور و جانمایی اشتباه عمدی صنایع بزرگ در مجاورت رودخانه و شهر اصفهان با هدف اجرای سیاست‌های ناپایدار و غیر بهینه، همیشه سعی بر افزودن بحران و چالش‌های آبی در منطقه نموده است.
4- مسئولین محترم از اجرای قوانین ملی و بین‌المللی سر باز زده و بدون آینده و جامع نگری به صورت گزینشی نسبت به اجرای قوانین و مقررات اقدام می‌نمایندکه این مسئله آینده منطقه را به مخاطره جدی و غیر قابل جبران مواجه خواهد نمود.
5- قرن بیست و یکم، قرن انفجار اطلاعات علمی است. حال چطور عده‌ای تلاش می‌کنند چشم‌های خودشان را بر روی واقعیت‌های علمی و کارشناسی به بندند. لذا توصیه می‌گردد مسائل علمی و کارشناسی را فدای مطامع گروه یا منطقه خاصی ننمایند و سعی گردد مسائل علمی و تخصصی، همواره سرلوحه کارها و تصمیم گیریها قرار داده شوند. به عنوان مثال شش سال از خشکسالی دوره اخیر می‌گذرد ولیکن متاسفانه برآوردها هنوز بر اساس سالهای پرآبی است نه بر اساس سالهای کم آبی، در سالهای پر آبی در هیچ کجای منطقه کمبود آب چالش انگیز نیست. لذا به دلیل اینکه تمامی مشکلات و بحران‌های رودخانه در سالهای خشک می‌باشد توصیه می‌گردد برآوردها بر اساس سالهای کم بارش صورت پذیرد.
6- اینکه به بهره برداران واقع در حد فاصل سد تنطیمی - انحرافی زاینده رود لغایت باغبهادران، گفته می‌شود مشکل کمبود آب رودخانه با تکمیل شدن تونل سوم کوهرنگ بر طرف می‌گردد، منطقی و صحیح نمی‌باشد زیرا اولاً چند سالی است که تونل سوم آب زیرزمینی منطقه را زهکشی و تخلیه می‌نماید به گونه‌ای که در اکثر سالها از آورد سالیانه پیش‌بینی شده تونل سوم بیشتر بوده است. از طرفی در سالهای خشک همانطوری که تونل‌های یک و دو با سی درصد ظرفیت عمل نموده‌اند تونل سوم که در پایین دست دو تونل قبلی است با اطمینان بیشتر می‌توان گفت که با ظرفیت کمتر از سی درصد عمل خواهد نمود. که در مجموع جریان منتقل شده توسط تونل سوم (بعد از تکمیل پروژه) از سالهای اخیر کمتر خواهد بود و این وعده همانند بقیه اظهار نظرها غیر کارشناسی و تحقق نیافتنی می‌باشد.
7- آیا تا بحال از پدران، بزرگان خانواده و خاندانمان سئوال شده است که چرا در دهه‌های گذشته که هیج تونلی حفر نشده بود آب رودخانه همیشه خروشان بوده و ضمن تأمین آب مورد نیاز بهره برداران منطقه، باتلاق گاوخونی را نیز مشروب می‌نموده است؟ ولی با احداث تونل‌های شماره یک، دو و سه کوهرنگ و تونل چشمه لنگان متأسفانه آب رودخانه به جای اینکه افزایش یابد و مردم از جریان زیاد آب شکایت بکنند قضیه بر عکس شده است و هماهنگ با مردم، طبیعت، اکوسیستم، مسائل مترتب زیست محیطی، رودخانه، تمدن‌ها و فرهنگ‌های شکل گرفته شده طی سی هزار سال گذشته اظهار شکوائیه در خصوص بحران کمبود آب دارند. نتیجه منفی این قضیه ناشی از مدیریت ناصحیح، غیر کارشناسی دیدن مسائل خصوصأ بارش‌ها و آورد رودخانه، جانمایی غیر کارشناسی کارخانه‌جات و صنایع مادر است. تبلیغات و فراهم نمودند شرایط مهاجر پذیری، رشد قارچ گونه شهرک‌های اقماری شهر اصفهان، و تخصیص آب وجود نداشته به استانهای دیگر مزید بر علت اصلی شده است. با توجه به بررسی‌های بعمل آمده، حتی با احداث چندین تونل دیگر، مشکل کمبود آب در استان اصفهان حل نخواهد شد چون دیدگاه کلان مدیریت شهری اصفهان، دیدگاه واقع گرایانه و پایدار نبوده و نیست.
8- فضای سبز ایجاد شده در حاشیه رودخانه زاینده رود ضمن حفاظت از خاک سطحی روان در شیب‌های تند، تصفیه هوا، کمک به مسائل آبخیزداری در منطقه، تولید اکسیژن، لطافت هوا و انتقال این توده هوا بر روی شهر اصفهان و شهرهای‌های مجاور می‌گردد. از همه مهمتر حاشیه رودخانه یک منطقه ییلاقی جهت تقویت روحیه و رفع کسالت ناشی از یک هفته تلاش‌های مردم می‌باشد که این قضیه از بعد روانشناسی و اجتماعی بسیار حائز اهمیت است.
9- تصفیه خانه باباشیخعلی با ظرفیتی برابر 5/12 مترمکعب بر ثانیه با هزینه چند میلیارد تومانی که فاز دوم آن در سال 1386 به بهره‌برداری رسید. و در صورت حفر کامل تونل گلاب نیاز به احداث مجدد یک تصفیه خانه مجهز ضمن صرف ده‌های میلیارد تومان دیگر خواهد بود. حال هزینه غیر قابل تصور حفر تونل را نیز اضافه نمایید. آیا واقعاً هزینه این ده‌ها میلیارد تومان بی‌مورد نیست؟ آیا گروه‌های خاصی مطامع خود را در این فضاهای غبار آلود و ملتهب جستجو نمی‌کنند؟
10- راستی مگر حفر تونل گلاب با هدف انتقال آب و تأمین آب شرب شهرهای کاشان، آران و بید گل با ظرفیت 7/1 مترمکعب بر ثانیه نبود؟ آیا این هدف با حفر کامل تونل گلاب (1) تحقق یافته است؟ جواب منفی است. به دلیل اینکه از چند سال قبل از طریق سیستم پمپاژ قدیم و بلااستفاده تیران و کرون آب از محل سد به تصفیه خانه آب کاشان (گلاب) و از آنجا توسط خط انتقال آب به شهر کاشان منتقل می‌گردید اما با حفر این تونل، ضمن صرف میلیاردها تومان هزینه، در کیلومتر 5/10 تونل، محلی برای برداشت آب مورد نیاز کاشان دیده شده است که در این محل (به دلیل قرار گرفتن تونل در 283 متری زیر سطح زمین و با ظرفیت نرمال 5/22 مترمکعب بر ثانیه) نیاز به اجرای یک سیستم پمپاژ جدید با قدرت بیشتر به دلیل ایجاد اختلاف ارتفاع بیشتر می‌باشد. یعنی احداث تونل ضمن نداشتن هیچگونه سودی برای مردم کاشان، آران و بیدگل هزینه گزافی که شاید هیچ زمانی جبران نگردد بر مردم آن مناطق به خاطر مطامع بعضی گروهها و اهداف غیر علمی و کارشناسی طرح انحراف آب رودخانه زاینده رود، تحمیل شده است.
لذا با توجه به موارد ذکر شده تونل گلاب، یک تونل انتقال آب حوضه به حوضه با ظرفیت نرمال 5/22 مترمکعب بر ثانیه نمی‌باشد. بلکه به دلیل اینکه در سالهای کم آبی، آبدهی رودخانه از ظرفیت تونل در حالت نرمال کمتر است و در صورت احداث کامل تونل و تعریف بارگذاری آن، می‌بایستی 5/22 مترمکعب بر ثانیه آب تحت هر شرایطی، از مخزن سد تنظیمی انحرافی زاینده رود به بالادست رضوان شهر منتقل گردد. بلاشک مسیر رودخانه در حدفاصل حجت آباد تا باغبهادران در سالهای کم بارش خشک خواهد شد و تأمین آب مورد نیاز بعد از باغبهادران توسط احداث تونل 65 کیلومتری مرگ (بهشت آباد) پیش‌بینی شده است. لذا توصیه می‌گردد ضمن احترام گذاشتن به نظرات کارشناسی و اجرای قوانین و مقررات ملی و بین‌المللی از انحراف رودخانه زاینده رود با قدمتی بالغ بر 30 هزارسال خودداری گردد.
رحیم علیمحمدی-استادیاردانشگاه شهرکرد
*رودخانه زاینده رود دارای هویتی یکپارچه و تجزیه ناپذیر بوده، هست و خواهد بود و ایجاد هر گونه تعییر یا رفتار در ارکان آن بلاشک موجب اغتشاشات اکولوژیکی، زیست محیطی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی خواهد شد
*مدیریت اعمال شده بر آب رودخانه در سالهای اخیر تنها یک مدیریت تک بعدی و غیر کارشناسی بوده است بعنوان نمونه با واگذاری تخصیص‌های غیر واقعی به استانهای دیگر و خلق طلبکارانی نوظهور و جانمایی اشتباه عمدی صنایع بزرگ در مجاورت رودخانه و شهر اصفهان با هدف اجرای سیاست‌های ناپایدار و غیر بهینه، همیشه سعی بر افزودن بحران و چالش‌های آبی در منطقه نموده است
*آیا تا بحال از پدران، بزرگان خانواده و خاندانمان سئوال شده است که چرا در دهه‌های گذشته که هیج تونلی حفر نشده بود آب رودخانه همیشه خروشان بوده و ضمن تأمین آب مورد نیاز بهره برداران منطقه، باتلاق گاوخونی را نیز مشروب می‌نموده است؟ ولی با احداث تونل‌های شماره یک، دو و سه کوهرنگ و تونل چشمه لنگان متأسفانه آب رودخانه به جای اینکه افزایش یابد و مردم از جریان زیاد آب شکایت بکنند قضیه بر عکس شده است... نتیجه منفی این قضیه ناشی از مدیریت ناصحیح، غیر کارشناسی دیدن مسائل، خصوصأ بارش‌ها و آورد رودخانه، جانمایی غیر کارشناسی کارخانه‌جات و صنایع مادر است
* با توجه به بررسی‌های بعمل آمده، حتی با احداث چندین تونل دیگر، مشکل کمبود آب در استان اصفهان حل نخواهد شد چون دیدگاه کلان مدیریت شهری اصفهان، دیدگاه واقع گرایانه و پایدار نبوده و نیست... لذا توصیه می‌گردد ضمن احترام گذاشتن به نظرات کارشناسی و اجرای قوانین و مقررات ملی و بین‌المللی از انحراف رودخانه زاینده رود با قدمتی بالغ بر 30 هزارسال خودداری گردد

 

http://www.jomhourieslami.com/1392/13920814/13920814_17_jomhori_islami_shahrestan_0022.html

  نظرات ()