زمین ما


جایگاه علم در استمرار حیات زاینده رود نویسنده: محمد کوشافر - سه‌شنبه ۱۸ امرداد ۱۳٩٠

این مقاله نگارش اینجانب بوده که در ماهنامه فنی – تخصصی دانش نما ۱۷۲-۱۷۳ به چاپ رسیده است.

در ادبیات امروز کلماتی نظیر علم، دانش، خرد، معرفت، اندیشه، کارشناسی، تخصص و دیگر واژه ها با همین مفاهیم به دفعات مورد استفاده قرار می گیرد. علم در برابر نادانی است و حصول آن باعث افزایش آگاهی، حل مسأله، بروز و بهبود فناوری می گردد. کاربرد متناسب این عوامل در جامعه باعث پایداری و افزایش رفاه زندگی انسان ها در درازمدت می شود، ولی علم تنها برای پایداری کافی نیست و برای ثمربخشی آن آگاهی و کاربردش لازم است. همچنین به واسطه ی ارتباط متقابل بین محیط و موجودات و شرایط پیچیده ی حاکم بر طبیعت، استفاده از علوم و تخصص های مختلف و چندجانبه از دیگر عوامل مورد نیاز در جوامع پایدار و سالم است. به علاوه کاربرد تک بعدی علم از عوامل اختلال در محیط و جوامع محسوب می شود.
در کشور ما علی رغم پیشرفت نسبی در علوم، وجود دانش و حضور متخصصان و محققان مجرب، کاربرد علم در عمل به دلایل متعدد به راحتی میسر نیست و به عبارت دیگر اگر امتداد مسیر تولید علم، مصرف علم باشد این مسیر ناهموار است و مصرف علم به طور کامل و صحیح مورد توجه نیست.
در طرف دیگر زاینده رود به بزرگ ترین رودخانه ی مرکزی فلات ایران مشهور است؛ عاملی برای اسکان و انتخاب زیستگاه و تمدن ساز مرکز بوده است؛ جوامع و فرهنگ های بسیاری در کنار خود داشته است؛ غذا و معاش انسان های زیادی را تأمین نموده و مردمان را سیراب کرده است؛ آرامش دهنده ی دل گرفتگان و حاشیه ی شادی صاحبدلان بوده است؛ جهانگردان به دیدارش آمدند؛ در شعر و مقاله راه یافت و مسیرش را به سبزی و زندگی آرایید؛ و همه ی این ها تعلق خاطری ایجاد کرد. ولی رودخانه ی زاینده رود امروز با معضلات فراوانی مواجه است؛ آلودگی کیفی رودخانه یکی از آن هاست و در حال حاضر ابتلا به برخی بیماری های خاص به این آلاینده ها نسبت داده می شود. دیگر معضلی که رودخانه با آن مواجه است کاهش مقدار آب است که این کاهش کمیت آب و خشکی، از اثرات تغییرات فراوانی است که انسان با مصرف انرژی در اکوسیستم طبیعی انجام داده و تعادل اکوسیستم را برهم می زند و برهم زدن تعادل آن در زمان حال و آینده خود منشأ فرآیندهای ناخوشایند اکولوژیکی در منطقه می گردد و انسان نیز از اثرات سوء این تغییرات بی بهره نخواهد بود. برداشت بی رویه و نامتناسب آب رودخانه در نواحی خاص، انتقال آب زاینده رود به مناطق دیگر، توسعه و افتتاح طرح های مبتنی بر مصرف بالای آب، کشت گیاهان با نیاز آبی بالا، میزان بارش ها و موارد دیگر از مؤلفه های فشار کمّی موجود بر زاینده رود هستند. دقت و توجه به این مؤلفه های فشار کمّی موجود بر زاینده رود هستند. دقت و توجه به این مؤلفه ها و همچنین پیشی گرفتن بهره برداری های ریالی و اقتصادی از آب رودخانه بر استفاده های پایدار، همه نشانی از جایگاه و ارتباط نه چندان مطلوب علم و تخصص در برنامه های مربوط به بهره برداری از زاینده رود است.
این موارد به همراه عواملی نظیر وضعیت اکولوژیک منطقه، بیلان آبی رودخانه و خصوصیات سرزمین همواره اندیشمندان را با این پرسش مواجه می نماید که آیا در زمان تعریف پروژه های مختلف، دانش موجود پیش بینی خشکی زاینده رود و عواقب سوء حاصل از آن را نموده بود؟
آن گونه که بعضی شواهد همچون مقالات نشان می دهند، در سال های اخیر از سوی برخی محققان و متخصصان معضلات اخیر رودخانه همچون خشکی زاینده رود پیش بینی شده بود، ولی شتاب توسعه، محدودیت های مدیریتی، فرضیه های غیراصولی، تک بعدی نگری، مزیت های کوتاه مدت اجتماعی – اقتصادی و موارد دیگر باعث عدم استفاده ی کامل از دانش در پروژه های مرتبط با زاینده رود و محدودیت بهره گیری کامل و مطلوب از توصیه های علمی و تخصص های مختلف گردیده است.
به عنوان نتیجه بازگردیم به جمله ی اول که هرچند در ادبیات امروز کلماتی نظیر علم، دانش، خرد، معرفت، اندیشه، کارشناسی، تخصص و دیگر واژه ها با همین مفاهیم به دفعات مورد استفاده قرار می گیرند، ولی کاربرد عملی این واژه ها در امور اجرایی همچنان با دشواری ها و محدودیت هایی مواجه است. پس هم اکنون نیز زیربنای استمرار حیات زاینده رود انجام تحقیقات و بهره گیری از مطالعات، متخصصان و اندیشمندان علوم مختلف و در نهایت کاربرد دانش در هر نوع تصمیم گیری مرتبط با زاینده رود است.
محمد کوشافر

  نظرات ()