زمین ما


+ سازمان برنامه و بودجه استان اصفهان مصوبه دولت را نادیده نگیرد

بر اساس مصوبه مورخ 24 تیر 1394 هیئت محترم وزیران که نشان از آگاهی برنامه ریزان کشور به نقش سمنهای زیست محیطی دارد، نماینده سازمانهای مردم نهاد زیست محیطی یکی از اعضای رسمی " کارگروه تخصص آمایش سرزمین، محیط زیست و توسعه پایدار" شورای برنامه ریزی و توسعه استان می باشد و این موضوع بارها توسط رییس محترمه سازمان حفاظت محیط زیست کشور به عنوان یک دستاورد زیست محیطی تاکید شده است. در دی ماه سال 94 در جلسه ای با حضور نمایندگان  سمنهای زیست محیطی استان اصفهان مدیر کل محیط زیست استان اصفهان و نمایندگان سازمان حفاظت محیط زیست کشور به عنوان نماینده در این کار گروه انتخاب شدم و طی نامه ای رسمی موضوع به سازمان برنامه و بودجه استان اصفهان توسط مدیر کل محترم محیط زیست استان برای شرکت در جلسات اعلام شد ولی هنوز بر خلاف پیگیریهای مختلف به هیچ جلسه ای دعوت نشده ام. در این خصوص دو فرضیه مطرح است:

1- فرض اول؛ از دی ماه 94 تاکنون هیچ جلسه کارگروه مذکور تشکیل نشده است. که اگر چنین باشد خود جای سوال دارد.

2- فرض دوم که به واقعیت نزدیکتر است؛ جلسات کارگروه مذکور تشکیل شده است ولی نماینده سمنهای زیست محیطی استان اصفهان بدون توجه به معرفی نامه رسمی  و مصوبه دولت محترم  به جلسه دعوت نشده است که در این صورت باید دلیلش مشخص شود. گرچه ابتدا این ابهام مطرح می شود که آیا حضور نماینده سمنهای زیست محیطی  در جلسه مذکور چنان نامطلوب است که سازمان برنامه و بودجه نادیده انگاشتن قانون را انتخاب می کند؟!

البته ضمن احترام به سازمان برنامه و بودجه استان امید دارم که فقط ابهام باشد و مدیران محترم دلیل قابل قبولی ارایه دهند. شاید!

نویسنده : دکتر محمد کوشافر ; ساعت ٩:۳٠ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱۱ اسفند ۱۳٩٥
comment نظرات () لینک

+ برای پایداری زاینده رود سدهای دیگری هم باید گشوده شوند

سدی از مجموعه سدهای جاری شدن زاینده رود باز شد تا مخالفان سدسازی در اندک روزهایی نظاره گر رودخانه ای با دریچه های باز سد بالادستی باشند شاید هم تمرینی است برای شعار رودخانه بدون سد! اما واقعیت این است که سد زاینده رود تنها سدی نیست که مانع جاری شدن آب رودخانه زاینده رود است، سدهای متعدد دیگری جلوی حرکت آب را در رودخانه گرفته اند. برخی این سدها فیزیکی و تکنولوژیکی است مانند بندهای رودخانه و ارتقا فناوریهای پمپاژ و انتقال. اما برخی دیگر از جنس دیگری است نظیر تک بعدی نگری و امثال آن. مسلم است که برای داشتن رودخانه دایمی تنها توجه به یک سد و باز نمودن دریچه هایش کافی نیست و باید همه سدهای موجود مورد بررسی قرار گرفته و تخریب و یا بازگشایی شوند. باید با اراده و همدلی دریچه های تدبیر و اراده و دانش و ... بیش از پیش بر یکی از ظرفیتهای مهم کشور یعنی رودخانه زاینده رود باز شود.

اما این بار جاری شدن رودخانه هرچند کوتاه مدت ولی ویژگیهایی داشت؛ یکی همت و همبستگی کشاورزان  در ساماندهی قسمتی از رودخانه و دیگری جمعیت گردآمده حاشیه رودخانه در مرکز مسطح شهر اصفهان و به ویژه اطراف و در فاصله بین دو پل تاریخی از ابتدای ورود آب و همچنین استمرار حضور افراد مختلف در روزهای بعدی. این ویژگیها افق جدیدی را در کارکردهای متعدد زاینده رود (تعدیل دمای بیابان، شرب، حفاظت خاک، کشاورزی، جذب توریست، اقتصاد، کنترل مقاومت مکانیکی خاک، تنوع زیستی، حیات تالاب گاوخونی، حفظ گونه های گیاهی و جانوری و...) باز کرده است یعنی توان شگفت انگیز زاینده رود در بازسازی و ساماندهی اجتماعی و تنظیم بهینه شرایط زندگی در مرکز کشور؛ و امید است این ارتباط متقابل زاینده رود و جامعه آن را زنده نگاه دارد.

نویسنده : دکتر محمد کوشافر ; ساعت ٦:٢۱ ‎ق.ظ ; شنبه ٩ بهمن ۱۳٩٥
comment نظرات () لینک

+ نقدی بر مسابقه ملی عکس راه مدرسه

دوچرخه سواری ورزشی موثر بر سلامتی بوده و با  کاهش زمان رسیدن به مقصد، نداشتن آلودگی و ابعاد کوچک در مقایسه با خودرو، یک وسیله حمل و نقل مناسب  ارزیابی می شود. در  سالهای گذشته نیز در شهر اصفهان به دلیل برخی ویژگیهای شهری مانند مسطح بودن خیابانها، محله محوری، کمتر بودن تعداد خودروها و .... بسیار مورد توجه بوده است. از طرف دیگر ترغیب به استفاده از دوچرخه سواری با فرض اثر بر کاهش تعداد خودروی در تردد به عنوان یک راهکار کاهش ترافیک و آلودگی هوا معرفی شده  و اقدامی قابل قبول در فرهنگ سازی زیست محیطی است گرچه نیاز به تحقیق درباره میزان اثرش احساس می شود. در همین راستا و با توجه به برگزاری مسابقه ملی عکس  راه مدرسه در اصفهان موارد زیر قابل ذکر است:

1- در هر فرهنگ سازی زیست محیطی باید مراقب باشیم جنبه تبلیغاتی بر جنبه زیست محیطی پیشی نگیرد زیرا خود باعث ناپایداری می شود.

2- استفاده از نام تشکلهای زیست محیطی در عنوان این همایش بدون اطلاع آنها، اقدامی غیر معمول بود.

2- جامعه هدف در این مسابقه دانش آموزان بودند بنابراین به واسطه ویژگیهای روحی و جسمی دوران نوجوانی حساسیت خاصی داشته و نیاز به مطالعات بیشتری برای اجرا داشت.

3- شهر اصفهان در حال حاضر زیر ساختهای لازم برای دوچرخه سواری را ندارد و با توجه به وضعیت ترافیکی شهر و ویژگیهای سنی دانش آموزان، با ترغیب آنها به حضور با دوچرخه در خیابانها، احتمال بروز حوادث برای این گروه بالا می رود. بهتر است تبلیغات برای این گروه پس از تکمیل زیر ساختها و با بررسیهای بیشتر انجام شود.

4- در روزهای آلوده، دوچرخه سواری با افزایش شدت تنفس، میزان ورود آلاینده ها به بدن را افزایش می دهد. در این خصوص برای دانش آموزان نیاز به مطالعات بیشتری می باشد.

5-  چنین مسابقه ای در سطح ملی از نظر زیست محیطی  (نه از نظر فنی)، نیازمند طراحی کاملتر و مطالعات بیشتر بوده است. در این مسابقه ویژگی های زیست محیطی انسجام لازم را نداشت.

6- ضمن احترام به تلاشهای انجام شده برگزار کنندگان  و همچنین هنرمندان عزیز شرکت کننده در این مسابقه،امید دارم طراحان و برگزار کنندگان محترم اینگونه مسابقات در آینده با برنامه ریزی بهتر بتوانند در فرهنگ سازی زیست محیطی نقش موثرتری داشته باشند.

 

نویسنده : دکتر محمد کوشافر ; ساعت ۸:۱٩ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۳٠ آذر ۱۳٩٥
comment نظرات () لینک

+ میز گرد روزنامه اصفهان زیبا درباره زاینده رود

در میزگردی با حضور جناب آقایان انتخابی، ضیایی و فرهاد امینی درباره زاینده رود شرکت داشتم که مشروحش در لینک زیر قابل مشاهده است:

url : http://www.isfahanziba.ir/node/32056

نویسنده : دکتر محمد کوشافر ; ساعت ٤:٢٢ ‎ق.ظ ; جمعه ٢۸ آبان ۱۳٩٥
comment نظرات () لینک

+ قسمت دوم میز گرد آب روزنامه نسل فردا

این قسمت در لینک زیر قابل دسترس است:

http://nasle-farda.ir/newspaper/page/5222/12/61005/0

بخشی از گفتارهایم در این میز گرد در زیر آمده است ولی خواندن متن کامل توصیه می شود.

در پایان باید بگویم مردم و فعالان محیط زیست اصفهان، خوزستان و چهار محال و بختیاری در کنار هم هستند همه جزو مردم ایران هستند و موافق توسعه پایدار کشورند. این مردم در مبحث آب هم طرفدار پایداری هستند. نکته دیگر که آقای دکتر فرهادیان به آن اشاره کردند 92 درصد آب در بخش کشاورزی است که روی این موضوع بحث های زیادی وجود دارد؛ چرا که این درصد  میزان تخصیص آب را نشان می دهد و نه مصرف آب را! اخیرا حتی وزارت نیرو هم از این عدد کمی عقب نشینی کرده است.نکته دیگر این است که به عنوان راهکار گاهی گفته می شود که کشاورزی شرق اصفهان از عوامل بحران آب است. در این ارتباط باید بگویم که مخالف هر گونه توسعه کشاورزی در حوضه زاینده رود هستیم چه در بخش بالا دست و چه پایین دست، اما اکنون که زمین های شرق اصفهان زیر کشت رفته، اگر این زیر کشت رفتن نباشد غیر از مبحث اقتصاد  و تولید محصولات کشاورزی رسالت دیگری هم در این بین وجود دارد و آن حفاظت از خاک است؛ چرا که خاک های شرق اصفهان فرسایش پذیرند  و در صورتی که از زیر کشت خارج شوند بلافاصله تبدیل به عامل فرسایش می شوند و با شدت بادهای کم می توانند ریزگرد در مرکز ایران ایجادکنند. بنابراین اهمیت این بخش و کشاورزی صورت گرفته در آن برای ما بسیار زیاد است در صورتی که بحث راندمان مصرف آب و الگوی کشت در این بخش رعایت شود.

نویسنده : دکتر محمد کوشافر ; ساعت ٤:۱٩ ‎ب.ظ ; جمعه ٢ مهر ۱۳٩٥
comment نظرات () لینک

+ نگاه منفعت طلبانه مانع احیا زاینده رود می شود/ قسمت اول میز گرد بحران آب

(در این صفحه گفتارم در میز گرد آمده است و متن کامل بخش اول که حاوی نظرات ارزشمند همه افراد حاضر در میز گرد است از طریق لینک پایین صفحه قابل دسترس است. بخشی از مطالب زیر پاسخ یا استمرار مطالب دیگر افراد حاضر در میز گرد است، بنابراین خواندن کل مطلب توصیه می شود).

بخش اول میزگرد بحران آب در روزنامه نسل فردا یکشنبه 28 شهریور 95

روزنامه نسل فردا در نشستی با هماهنگی پژوهشکده محیط زیست دانشگاه اصفهان و با حضور چند تن از استادان و کارشناسان حوزه آب به بررسی بحران آب و خشکسالی پرداخته است. دکتر سید ابوالفضل مسعودیان استاد دانشگاه اصفهان و متخصص در زمینه آب و هواشناسی، مهندس لطف ا... ضیائی دبیر کانون هم اندیشی آب اتاق فکر اصفهان، دکتر مهرداد فرهادیان عضو هیئت علمی دانشکده فنی و مهندسی – گروه مهندسی شیمی و رییس پژوهشکده محیط زیست دانشگاه اصفهان، دکتر حمیدرضا صفوی دانشیار دانشکده مهندسی عمران دانشگاه صنعتی اصفهان و متخصص در زمینه مدیریت منابع آب، دکتر محمد کوشافر عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی و عضو هیئت مدیره جمعیت پیام سبز و دکتر رضا تیموری، استادان و کارشناسان حاضر در این جلسه بوده اند. بخش اول این میزگرد را از نظر می گذرانید.

 

بحران آب؛ اقلیم یا انسان؟

اگر بحث نوسان اقلیم و کاهش بارش ها را داشته باشیم، ابعاد بحران فراتر از نوسانات اقلیم خواهد بود.این مقدار کاهش در بارش ها که شاهد آن هستیم، نمی تواند منجر به خشکی  صد درصدی زاینده رود در اصفهان شود. نتیجه ای که از این موضوع  می خواهم عرض کنم این است که عامل پررنگ تر و اصلی خشکی زاینده رود، انسان است و به واسطه انسان ما شاهد این هستیم که نوسانات اقلیمی خود را بیشتر نشان می‌دهد و اگر این دو را از یکدیگر تفکیک کنیم، خواهیم توانست در راهکارها به نتایج بهتری دست یابیم. خشکی تاریخی زاینده رود هم همواره وجود داشته است. منکر این موضوع نمی شویم؛ چرا که این خشکسالی برخی موارد منجر به قحطی شده است، اما سوای از این موارد آنچه که مهم است، این است که زاینده رود در طول تاریخ پایدار بوده که این پایداری ویژگی هر سیستمی است. اگر هم در گذشته خشکسالی اتفاق می افتاده، این سیستم به خود ترمیمی می‌پرداخته، اما مسئله این است که این خود ترمیمی دیگر اتفاق نمی افتد.حتی شاهدیم سال آبی گذشته که در سرشاخه‌های رودخانه بارش خوبی انجام شد، اما سیستم آبی زاینده رود دیگر نتوانست به خود ترمیمی دوباره بپردازد که این موضوع یک هشدار بزرگ است که نشان می دهد زاینده رود به سمت  ناپایداری پیش رفته است. آنچه که می خواهم بگویم این است که خشکی های قبلی زاینده رود از جنس خشکی های فعلی آن نبوده اند و میان این دو، تفاوت مهمی وجود دارد. در گذشته اقلیم و آب و هوا و میزان بارش در ایجاد خشکی نقش بسزایی داشته، اما امروزه در کنار اقلیم عامل انسان است که این خشکی را ایجاد کرده است.درباره جمعیت هم یک نکته قابل ذکر است؛ در بند نه ابلاغیه مقام معظم رهبری در ارتباط با سیاست های افزایش جمعیت آمده که در مناطقی که پتانسیل زیستی به ویژه آب محدود است کاهش فشار جمعیت باید اتفاق بیفتد. شاید اگر به این نکته توجه شود خود این امر یک راهکار مهم برای رفع بحران آب خواهد بود. بحث دیگر فرسایش شدید خاک است که بسیار به بحران آب کمک می کند.  در گذشته در حوضه زاینده رود  باران می بارید و در خاک ذخیره می شد  و به تدریج آبخوان ها و زاینده رود را در طول سال تغذیه و تقویت می کرد، اما فرسایش خاک در سال های اخیر سبب شده که با برهم خوردن نقش خاک در تعادلات هیدرولوژیک،نفوذ آب در خاک کمتر شود و  بارش ایجاد سیلاب بیشتری کند و آب سریعتر گل آلوده شود.

آیا اتاق فکری برای حل بحران وجود دارد؟

اتاق فکر کافی نیست. علم و دانش باید تبدیل به باور شود و باور تبدیل به عمل! به نظر می رسد در سال های اخیر دانش ما در حوزه زاینده رود بالا رفته است، اما  این اطلاعات به عمل نرسیده است. تبدیل این ایده ها و این آگاهی ها به عمل با موانعی رو به روست که یکی از این موانع دیدگاه منفعت طلبانه به آب زاینده رود است که این دیدگاه هم بعد اقتصادی دارد و هم بعد اجتماعی! تعدادی  از افراد و گروه هایی  که درباره زاینده رود و آب فعال  چندان دغدغه زیست محیطی ندارند و تنها به این موضوع فکر می کنند که چه استفاده و نفعی می توانند از این آب ببرند. این افراد  در این تصور به سر می برند که آب را تبدیل به پول یا یک منفعت اجتماعی برای خود کنند. این فرآیند باعث می‌شود که این آگاهی و باور دیگر به عمل تبدیل نشود. به نظر می رسد که برنامه ریزان  ما بیشترتحت تاثیر  جریان های اجتماعی و سیاسی موجودند تا جریان های علمی و اتاق فکرها. جریان های اجتماعی خلاف جریان های علمی از تنوع  بیشتری برخوردارند و این فرآیند  سبب شده است جریان آب ما نیز بیشتر تحت تاثیر این بی‌ثباتی ها و برخوردهای غیر علمی قرار بگیرد و نوعی دو گانگی و چندگانگی در این حوزه وجود داشته باشد. این دوگانگی ها سبب می شود که اکوسیستم به هم بخورد، برنامه ریزی کشور در حوزه آب به هم بخورد و نتیجه اش بشود خشکی زاینده رود و ...برخی از سیاست های دوگانه در بحث مدیریت آب از جریان های اجتماعی نشأت گرفته است و برآمده از اتاق های فکر و جریان های علمی در این حوزه نیست. جریان های اقتصادی  خود را ملزم به تحقیقات علمی در این حوزه نمی بینند و تنها به مزایای کوتاه مدت آن می‌اندیشند. این مزایا در ابعاد مختلف وجود دارد.

http://nasle-farda.ir/newspaper/page/5220/12/60858/0

نویسنده : دکتر محمد کوشافر ; ساعت ٦:٠٤ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۳٠ شهریور ۱۳٩٥
comment نظرات () لینک

+ کوه صفه به بیماری زاینده رود مبتلا شده است/ بارگذاری بیش از توان

ایسنا 23 شهریور 95:

محمد کوشافر، فعال محیط زیست در خصوص آسیب هایی که به این منطقه وارد شده می‌گوید: سال‌های متمادی توسعه اصفهان منطبق بر ویژگی های سرزمین و پایداری پیش نرفته و برنامه‌ها فقط به مؤلفه‌هایی همچون اقتصاد اختصاص یافته است و امروز که مشکلات گریبان این شهر را گرفته به گردشگری اهمیت بیشتری داده می شود. البته باید توجه کنیم که حرکت در این مسیر نیازمند تعریف است و همه جوانب را باید بنگریم اگر می‌خواهیم با این رویکرد وارد گردشگری شویم و فقط به دید انسان ساز نگاه کنیم قطعا مجددا پایداری سرزمین مورد توجه قرار نمی‌گیرد.

یه اعتقاد وی گردشگری در کوه صفه باید بر اساس مطالعه انجام شود در حالی که امروز به کوه صفه نگاه گردشگری اقتصادی وجود دارد، اما مطالعات در مورد آن کافی نیست. اگر این موضوع به همین شکل ادامه یابد ممکن است کوه را دچار آسیب کند. امروز صفه به بیماری زاینده رود دچار شده و بارگذاری بیش از توان روی این منطقه در حال انجام است.

این فعال زیست محیطی ادامه می‌دهد: هم امروز و هم در برنامه ریزی‌های آینده، بارگذاری بیشتر بر این پهنه در دستور کار است. اگر کوه صفه می‌خواهد منطقه گردشگری باشد نیازمند مطالعات اکولوژیکی و ارزیابی زیست محیطی است که متاسفانه این مطالعات یا انجام نگرفته و یا اگر انجام شده ارائه نشده، اما شواهد نشان می‌دهد که مطالعه‌ای انجام نشده است.

کوشافر تاکید می‌کند: من در حال حاضر نمی‌گویم که تبدیل کوه صفه به قطب گردشگری خوب است یا بد، بلکه به اعتقاد من باید قبل از انجام هر کاری مطالعات جامع و چند جانبه انجام شود و مخالف کار بدون رعایت ضوابط و معیارها و بی توجهی به ویژگی های سرزمینی هستم، در اکوسیستم کوهستان به دلیل شیب زیاد تغییرات همواره محسوس خواهد بود مثل تغییرات انرژی، فشار هوا و تغییرات دمایی؛ همچنین دستکاری های انسان همان طور که شیب تندی در این منطقه حکم فرما است می‌تواند با شیب تند پیامدهای خود را آشکار سازد. اکوسیستمی که در طول زمان به یک تعادل اکولوژیکی رسیده است امروز به ناگاه با ورود انبوهی از ماده و انرژی مواجه شده و چون این اتفاقات خارج از فرایند طبیعی است می تواند اکوسیستم کوه را از تعادل خارج کند.

هنوز فرصت هست

این عضو جمعیت پیام سبز ادامه می‌دهد: خروج کوه صفه از تعادل اکولوژیکی و ورود به توالی جدید موجب می‌شود تا مرحله‌ای جدید توسط این کوه تجربه شود و این مرحله نیازمند مطالعه است. در این زمان شدت فرسایش و هوا دیدگی سنگ‌ها افزایش می‌یابد و تغییرات گونه‌های گیاهی و جانوری در حال انجام است که این اتفاقات می‌تواند آینده متفاوتی را برای کوه صفه، کوهنوردان، گردشگری و سرنوشت اصفهان رقم بزند.

کوشافر با اشاره به اینکه مشکلات زیست محیطی که به کوه صفه وارد می‌شود با گذشت زمان بیشتر خود را نشان خواهد داد، می‌افزاید: البته هنوز فرصت برای بازنگری در برنامه ریزی های مربوط به کوه صفه و استقرار مدیریت زیست بومی وجود دارد، در طراحی فضای سبز استفاده از گیاهان وارداتی به اکوسیستم کوهستان باعث آسیب خواهد شد، پوشش گیاهی مورد استفاده عمدتا بومی کوه صفه نیست و مطالعات تناسب اراضی در آن انجام نشده است، همچنین باید از نظر زیست محیطی پیامدهای حضور متوالی انسان‌ها در کوه صفه را به خوبی مطالعه کنیم

متن کامل گزارش آقای پویا نسب در خبرگزاری ایسنا در لینک زیر قابل مطالعه است:

http://www.isna.ir/news/95062314398/%D8%B5%D9%81%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C

نویسنده : دکتر محمد کوشافر ; ساعت ٧:٠٠ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢۸ شهریور ۱۳٩٥
تگ ها: صفه و کوه و اصفهان
comment نظرات () لینک

+ هویت خیابان چهارباغ سالهاست از بین رفته است/ دکتر سید احمد خاتون آبادی

این مطلب نگارش استاد گرامی جناب آقای دکتر خاتون آبادی و در ادامه بحث قبلی مترو و چهارباغ است. از ایشان کمال تشکر را دارم.
 
 
هویت خیابان چهارباغ اصفهان به عنوان خیابانی با دیرینه و پیشینه فرهنگی و تاریخی بدون مترو نیز سال هاست که به دلیل بی هدفی و انفعال فرهنگی، از بین رفته است. 
درختانی که قطع شدند یکی از هویت های اصلی بودند.  درخت های کهنسال  که یکی یکی و چهارتا چهارتا  به بهانه نو سازی ها، قطع شدند  (آن هم بدون تناسب با رویکرد تاریخی و فرهنگی-اجتماعی چهاباغ عباسی)، به دنبال این بی مهری ، فرهنگ کهن و انسانهایی از جنس فرهنگ، نیز پاهایشان از  خیابان چهار باغ قطع شد و این خیابان را تنها رها کردند و رفتند.
پس از: 
شرح این هجران و این خون جگر،
چنانچه بیاییم به کمک عاشقان مسئول، خیابان چهارباغ مرکزی را دوباره تعریف کنیم (آن هم بر اساس ماهیت و ظرفیت حقیقی اش)، میتواند دوباره پر رونق شود و همانند موارد مشابه و فضاهای عمومی خاص در دنیا، به مرکزی برای تردد همه اقشار با غالبیت فرهنگ و تبادل  فرهنگی تغییر شکل یابد.
 در برنامه ریزی توسعه شهری هموراه خیابان هایی با این کارکرد تعریف میشوند و هنر آفرینان و صنعتگران هنر های دستی در مکان هایی معین برای عرضه هنر خود روزانه ابراز وجود و هنر نمایی می نمایند و از این طریق گفتمان هایی فرهنگی شکل می گیر د. مانند محله های زنده شهر پاریس،  میدان قدیمی شهر موزه ای فلورانس و نیز خیابان های شهر رم در ایتالیا.
 اگر در چهاباغ دوباره روح رندگی جریان یابد ، حتی از طریق نماد های خیابانی و نیز با نمایش عنوان های کتابها و کالاهای فرهنگی و دانش نما، در پشت ویترین کتاب فروشی ها، و طراحی فضایی عمومی برای اجرای تاتر خیابانی و از جمله تعزیه، از این طریق، کاربری چهارباغ تاریخی، به تدریج زنده میشود و بافت بی هویت و مرده کنونی در بافت پر نشاط جدید استحاله می گردد و  به آهستگی، و سپس با سرعتی شتابان، پیراهن فروشی و بستنی فروشی و ساندویچ فروشی و طلا فروشی جای خود را به کتاب فروشی ها، میزهای عرضه صنایع دستی جوانان، فعالیت های نمایشی و نیز مراکز فرهنگی-اجتماعی فاخر خواهند داد.
 بیایید در این استحاله مبارک هر یک به نوعی سهیم شویم.
نویسنده : دکتر محمد کوشافر ; ساعت ٤:۱۳ ‎ق.ظ ; جمعه ۱٢ شهریور ۱۳٩٥
comment نظرات () لینک

← صفحه بعد